تبليغاتX
آسایشگاه دلهای پر
......................................حمید-محمدعلی-میلاد-امیررضا-احمد-مرتضی........................................

...

............................................................. وداع ما با والا......................................................

 ...

....................................قلم را یارای جولان بر عرصه کاغذ نیست..........................................

...............................................یاد باد آن روزگاران یاد باد...................................................

.............................................................................................................یا علی

مرتضی

+ نوشته شده توسط یه دل پر در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت 18:19 |
salam
khoobin?
dirooz parirooza television ye barname neshoon midad raje be ravabete bf o gf!
ye nafar porsid hala in 2ta haghi ham nesbat be ham daran?
oon hajaghahe ba ye labkhandeye kheyli malih javab dad :
in ravabete mesle ine ke 2 ta sharik ba ham beran dozdi va in 2 ta dozd haghi ham nesbat be ham nadaran.
baghiye ham khandidan.!!!
che tabire jalebi kard! na?
nazaretoon chie?
ye ghaziyeye Dg ham bood vali Dg hesesh nist hami ham zoori bood.
felan
javdan o sarboland bashin.
سلام

خوبين؟

ديروز parirooza تلويزيون يه برنامه نشون ميداد راجع به روابط bf و gf!

يه نفر پرسيد حالا اين دوتا حقى هم نسبت به هم دارن؟

اون hajaghahe با يه لبخندِ خيلى مليح جواب داد :

اين روابط مثل اينه كه ۲ تا شريك با هم بران دزدى و اين ۲ تا دزد حقى هم نسبت به هم ندارن.

بقيه هم خنديدن.!!!

چه تعبيرِ جالبى كرد! نه؟

نظرتون چيه؟

يه قضيهِ Dg هم بود ولى Dg حسِش نيست همين هم زورى بود.

فعلا

جاودان و سربلند باشين.
يا تايپ فارسيم خيلي كند بود يا فينگيليشم خيلي تند.نمي دونم!!


+ نوشته شده توسط یه دل پر در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 19:50 |
اگر فراموشم كني
 
مي خواهم بداني
 
اين را كه
اگر از پنجره
به ماه بلورين،شاخه سرخ
پائيز كُند گذر
بنگرم،
اگر در كنار آتش
دست بر خاكستر نرم
بر تن پر چروك هيزم سوخته زنم
همه چيز مرا به سوي تو مي آورد،
گوئي هر آنچه كه هست
رايحه،روشني و رنگ
قايق هاي خردي اند
راهي جزيره هاي تو كه چشم به راه منند
اينك
اگر اندك اندك دوستم نداشته باشي
من نيز تو را از دل مي برم
اندك اندك.
اگر يكباره
فراموشم كني
در پي من نگرد،
زيرا پيش از تو فراموشت كرده ام.
اگر توفان بيرق هائي را
كه از ميان زندگيم مي گذرند
بيهوده و ديوانه بخواني
وسَر آن داشته باشي
كه مرا در ساحل قلبم
آنجا كه ريشه درآن دوانده ام رها كني،
به ياد داشته باش
يك روز،
در لحظه ئي،
دست هايم را بلند خواهم كرد
ريشه هايم را به دوش خواهم كشيد
در جستجوي زميني بهتر.
اما
اگر روزي،
ساعتي،
احساس كني كه حلاوت جاوداني ات را
براي من ساخته اند،
اگر روزي گُلي
بر لبانت برويد در جستجوي من،
آه عشق من،زيباي خودِ من،
در من تمامي شعله ها زبانه خواهد كشيد،
زيرا در درونم نه چيزي فسرده است ونه چيزي خاموش شده،
عشق من حيات از عشق تو مي گيرد،محبوبم،
وتا روزي كه تو زنده اي در دستان تو خواهد بود،
بي اينكه از عشق تو جدا شود.
 
 
پابلو نرودا
+ نوشته شده توسط یه دل پر در جمعه نهم آذر 1386 و ساعت 11:2 |

2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12


only
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه آن نه خالست و زنخدان و سر زلف پریشان پرده بردار که بیگانه خود این روی نبیند حلقه بر در نتوانم زدن از دست رقیبان عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت روز صحرا و سماعست و لب جوی و تماشا گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم شمع را باید از این خانه به دربردن و کشتن سعدی آن نیست که هرگز ز کمندت بگریزد خلق گویند برو دل به هوای دگری ده  
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی که دل اهل نظر برد که سریست خدایی تو بزرگی و در آیینه کوچک ننمایی این توانم که بیایم به محلت به گدایی همه سهلست تحمل نکنم بار جدایی در همه شهر دلی نیست که دیگر بربایی چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی تا به همسایه نگوید که تو در خانه مایی که بدانست که دربند تو خوشتر که رهایی نکنم خاصه در ایام اتابک دو هوایی
+ نوشته شده توسط یه دل پر در پنجشنبه هشتم آذر 1386 و ساعت 0:23 |
سلام

برین(بروید !)توی ادامه

فعلا

بای


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط یه دل پر در جمعه دوم آذر 1386 و ساعت 11:1 |
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: