تبليغاتX
آسایشگاه دلهای پر
 وقتی که بجزعشق هیچ چیز برایمان باقی نمانده باشد ، برای نخستین بار آگاه می شویم که فقط عشق کافی است.
ٍ
اگر می پندارید که بیش از اندازه محبت کرده اید ، دوباره فکر کنید. همیشه جایی برای عرض محبت بیشتر وجود دارد و کسی هم هست که این محبت را به او بدهید.
ٍ
ما فقط با دوست داشتن می توانیم عشق را بیاموزیم.
ٍ
آن زندگی که به امید فردا بگذرد ، همیشه یک روز عقب  مانده است.
ٍ
روش و دستورالعملی وجود ندارد ، شما دوست داشتن را با دوست داشتن یاد می گیرید.
ٍ
دانش از راه جهل به دست می آید پس ما بایستی از آنچه نمی دانیم استقبال کنیم.
ٍ
ذهن متعصب همچون مردمک چشم است ، هر چه نور بیشتری بر آن بتابد جمعتر می شود.
ٍ
سعی کنید تمام روزهای عمرتان را زندگی کنید. روزها را بیهوده تلف نکنید.

آزادی در بی آرزویی است.

تولد و مرگ اجتناب ناپذیرند ، فاصله این دو را زندگی کنیم.

انسان نمی تواند به همه نیکی کند ولی می تواند نیکی را به همه نشان دهد.

بدی را با عدالت پاسخ دهید و مهربانی را با مهربانی.

اگر تنها از امید انتظار معجزه داری در اشتباهی ، امید باید با حرکت توأم باشد.

دانستن کافی نیست باید به دانسته خود عمل کنید.

این که چقدر زمان داری مهم نیست ، چگونه می گذرانی مهم است.

نیک بخت کسی است که از حال دیگران پند گیرد و بدبخت کسی است که از حال او پند گیرند.

این دوست داشتن است که به انسان توان حرکت کردن می دهد.

یک لبخند به هم نوع می تواند دوستی را برقرار کند.

عشق در ذات انسان است نمی توان آنرا انکار کرد.انسان همواره عاشق است.

عشق به چیزهای پایدار ، انسان را جاویدان می کند.

هرگز نعمت دوست داشتن را از خود دریغ نکنید.

اگر می خواهید دوستتان داشته باشند اول باید دوست داشتن را یاد بگیرید.
 

وقتی که بجز عشق هیچ چیز برایمان باقی نمانده باشد ، برای نخستین بار آگاه می شویم که فقط عشق کافی است.

اگر می پندارید که بیش از اندازه محبت کرده اید ، دوباره فکر کنید. همیشه جایی برای عرض محبت بیشتر وجود دارد و کسی هم هست که این محبت را به او بدهید.

ما فقط با دوست داشتن می توانیم عشق را بیاموزیم.

آن زندگی که به امید فردا بگذرد ، همیشه یک روز عقب  مانده است.

روش و دستورالعملی وجود ندارد ، شما دوست داشتن را با دوست داشتن یاد می گیرید.

دانش از راه جهل به دست می آید پس ما بایستی از آنچه نمی دانیم استقبال کنیم.

ذهن متعصب همچون مردمک چشم است ، هر چه نور بیشتری بر آن بتابد جمعتر می شود.

سعی کنید تمام روزهای عمرتان را زندگی کنید. روزها را بیهوده تلف نکنید.

و يك عكس ناز:
 
 

برگرفته از : کتاب بیا دریا شویم

 
التماس دعا
دوستدارتون
Amir Reza
مشتاقانه منتظر نظرات دوستان هستم


 

+ نوشته شده توسط یه دل پر در شنبه سی و یکم تیر 1385 و ساعت 14:26 |

بعد از يه مدت نسبتا طولاني كه فعاليت هاي كاملا صلح آميز وبلاگ نويسي رو به حال تعليق در آورده بودم امروز كه مصادف با فرخنده ميلاد خودم(البته ازنظر خودم) هست فرصتی دست داد تا بيام از آقا امير رضا دوست با معرفت و باحالم تشكر كنم و بگم من هم دوست دارم

راستي يه سري چيزاي ديگه مي خواستم بگم ولي حيف كه فرصتي نيست

كلام آخر:تولدم مبارك

اميدوارم موفق باشيد

 دوستون دارم

تا بعد

 يا حق

۱۳۸۵/۴/۲۹

امير

+ نوشته شده توسط یه دل پر در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385 و ساعت 19:25 |
سلام به همگی

امروز تولد آقا امیر گله

ما همگی بهش تبریک میگیم و اینها رو بهش تقدیم میکنیم

دوستت دارم به 21 زبان مختلف دنيا

21 different ways to say " I love you " 

 

فارسي   Farsi (Persian)  : Doostat daram 

ارمني    Armanian : Siroum em kez

عربي    Arabian : Enniee ohebboka

برزيلي   Brazilian : Eu  te ama

چيني   Chinese : Mi tuzya var prem karata

کانادايي   Canadian : Naanu ninnanu preethisuthene

دانمارکي  Denmark : Jeg eloker dig

انگليسي  English : I love you

فرانسوي  French : Je t,aime

يوناني     yreek  : S,ayapa  phila su

آلماني   Jermanic : Ich liebe dick

هلندي  Hollan : Ik hou van  jou

ايتاليايي  Italiann : Ti ama

هندي  Indian : Mai tujhe pyaar kartha ha

ايرلندي  Irish : Ta gra agam art

پرتغالي   Portuguese : Ama _te

روسي  Russian : ya vas liubli

سوئدي   Suedish : Jag a iskar dig

سوئسيسي  Suiss : Ch,ha diga rn

اسپانيايي  Spanish : Te quiera

ترکي  Torkish : Seni seriya rum

 

 

 
التماس دعا
دوستدارتون
Amir Reza
مشتاقانه منتظر نظرات دوستان هستم

+ نوشته شده توسط یه دل پر در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385 و ساعت 14:35 |

گر به سراغ من می ایی نرم و اهسته بیا مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من
 
************************
برای دیدن دوبارهات به تک درخت عشقمان دخیل بستم و به انتظارت نشستم برای دیدن دوبارهات تمام جاده های بی انتها را پیمودم انچنانکه جاده از من گریخت ناگهان از قلبم صدای تو طنین انداز شد که می گفت من این جا هستم تو در انجا به دنبال چه می گردی


************************
دختر: مطمئنی که می خوای با من ازدواج کنی
پسر:بهت قول میدم
دختر :حتی با اینکه چشام نمی تونن ببینن
پسر :اره راستی اگه یه روز چشات خوب بشه بازم حاضری با من ازدواج کنی؟
دختر:شک نکن
به دختر خبر دادند که دو چشم برای پیوند دادی به چشمان او پیدا شده عمل با موفقیت انجام شد و دختر مشتاقانه منتظر پسر بود پسر امد و دختر در کمال ناباوری دید که پسر نابینا بود
پسر: حالا باز هم حاظری با من ازدواج کنی؟
دختر:نه
پسر:اشکالی ندارد
پسر قبل اینکه برود خداحافظی کرد و گفت:اما این بار قول بده که مواظب چشمانت باشی
دختر گفت:نگران نباش
پسر گفت:چرا جای نگرانی دارد درسته حالا دو تا چشم عاریتی داری ولی مسئله اینه که معلوم شد تو با ان چشمها فقط نگاه می کنی نمی بینی


************************
نیمه شب صدای بغضی خسته خوابم را شکست دیوانه ای تنهاییش را می گریست و دلهره هایش را در گوش پنجره زمزمه می کرد و رنگ تلخ گلایه هایش میان تاریکی سکوت محو می شد روزی که به جرم عاشقی به غروب دلتنگی تبعیدش کردند باران می بارید میان نفسهای باران اخرین خاطره بودنش را فریاد کرد ولی ادمکها پنجره ها را بسته بودند و صدای ناله هایش را نشنیدند بی رحمانه به اشکهایش خندیدند و او را که کوله باری از غم به دوشش می کشید دیوانه خواندند


************************
دختر با نا امیدی و عصبانیت به پسر که روبرویش ایستاده بود نگاه می کرد کاملا از او نا امید شده بود از کسی که انقدر دوستش داشت و فکر می کرد که او هم دوستش دارد ولی دقیقا موقعی که دختر به او نیاز داشت دختر را تنها گذاشت از بعد از پیوند کلیه در تمام مدتی که در بیمارستان بستری بود همه به عیادتش امده بودن غیر از پسر چشمهایش همیشه به دری بود که همه از ان وارد می شدند غیر از کسی که او منتظرش بود حتی بعد از مرخص شدن از بیمارستان به خودش گفته بود که شاید پسر دلیل قانع کننده ای داشته باشد ولی در برابر تمام پرسشهایش یا سکوت بود یا جوابهای بی سر و ته که خود پسر هم به احمقانه بودنش انها اعتراف داشت تحمل دختر تمام شده بود به پسر گفت که دیگر نمی خواهد او را ببیند به او گفت که از زندگی اش خارج شود به نظر دختر پسر خاله اش که هر روز به عیادتش امده بود با دسته گلهای زیبا بیشتر از پسر لایق دوست داشتن بود دختر در حالت عصبی به پهلوی پسر ضربه ای زد زانوهای پسر لحظه ای سست شد و رنگش پرید چشمهایش مثل یخ بود ولی دختر متوجه نشد چون دیگر رفته بود و پسر را برای همیشه ترک کرده بود
دختر با خود فکر می کرد که چه دنیای عجیبی است در این دنیا که ادمهایی مثل ان غریبه پیدا می شوند که کلیه اش را مجانی اهدا می کند بدون اینکه حتی یک تومان پول بگیرد و حتی قبول نکرده بود که دختر برای تشکر به پیشش برود و یا پسر خا له اش با ان همه احساس و ابراز محبت و انوقت او عاشق بی احساس ترین ادم دنیا شده بود در همین حال پسر از شدت ضعف روی زمین نشسته بود و خونهایی را که از پهلویش می امد پاک می کرد و پسر همچنان سر قولی که به خودش داده بود پا بر جا بود او نمی خواست دختر تمام عمر خود را مدیون او بماند

 
التماس دعا
دوستدارتون
Amir Reza
مشتاقانه منتظر نظرات دوستان هستم

+ نوشته شده توسط یه دل پر در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 و ساعت 15:33 |

کلید همه کارها صبر است. شما جوجه را با صبر کردن از تخم مرغ به دست می آورید نه با شکستن آن.
ٍ
عشاق می آموزند که برای بهتر شدن نه تنها امید داشته باشند ، بلکه مشتاق پدید آوردن آن نیز باشند.
ٍ
هر چیز ارزشمندی ، ارزش انتظار کشیدن را دارد.
ٍ
به خاطر بسپارید خودخواهی شما عشقتان را نابود می کند.
ٍ
ما زمانی می میریم که دیگه کسی ما را دوست نداشته باشد.
ٍ
می دانید چرا خیلی از مردم عشق را درست نمی فهمند ؟ چون عشق را با هوس عجین  کرده اند.
ٍ
وقتی انسانی گناه شکستهای خویش را به گردن دیگران می اندازد ، خوب است افتخار موفقیتهایش را نیز به آنها بدهد.
ٍ
فقط هنگامی که عشق را تجربه می کنیم  حقیقتاً در می یابیم که با از دست دادنش چه چیزی را گم کرده ایم
 


برگرفته از : کتاب بیا دریا شویم

 
التماس دعا
دوستدارتون
Amir Reza
مشتاقانه منتظر نظرات دوستان هستم

+ نوشته شده توسط یه دل پر در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385 و ساعت 19:29 |

سلام به مادر، همون که بهشت است زیر پای او
فرا رسیدن روز مادران ایرانی در هر کجای دنیا بویژه بچه های(harfedelemoon) تبریک وشاد باش می گویم.
(امروز فقط مادرانه)

 کریما!
ای خدایی که شکوفایی نام تو بر لب ها صفا بخش دل های نا امید و بی طراوت است وسبزی یاد تو در جان ها، پرواز شاپرک های عاشق است در بیکرانه های افق بیداری و روشنایی، دست به دعا می برم واز تو می خواهم که همه ی مادران سرزمینم را در پناه خودت سالم و سرفراز داری و به ما توفیق دهی که مادر را بیشتر از هر وقت دیگری دوست بداریم و دست بوسش باشیم.

  
مادر!
مادر، اگر دعای شبانگاهیت نبود
من در لهیب آتش غم می گداختم
مادر، اگر گناه نبود این به درگهت
بی شک تو را به جای خدا می شناختم
****
تا دیده ام به روی جهان باز شد، زشوق
لبخند مهربان تو جا در تنم دمید
فریاد حاجتم چو برون آمد از گلو
دست نوازش تو به فریاد من رسید
****
مادر، قسم به آن همه شب زنده داریت
که اندر سرم هوای تو هست و صفای تو
آیینه دار مهر و عطوفت تویی، تویی
خواهم که سر نهم به خدا من به پای تو
****
روزی که طفل زار و نحیفی بُدم زمهر
چون جان خود> مرا تو نگهدار بوده ای
مادر، به راه زندگی من فدا شدی
دایم مرا تو مونس و غمخوار بوده ای
****
دادی زکف جوانی و مویت سفید شد
ای وای من، که قدر تو اکنون شناختم
اکنون که پیریت به کنار آرمیده است
من نیز سوی وادی محنت شتافتم
****
مادر قسم به تو، که تویی نور کردگار
یزدان تو را، ز نور وفا آفریده است
نازم به آن شکوه و به آن عزّت و مقام
جنّت به زیر پای تو خوش آرمیده است
"حسین حقایق"

  مادر
 جامی است که عقل، آفرین می زندش
صد بوسه ز مهر بر جبین می زندش
***
از آتش عشق است سرشت گل مادر
وز صبح بهشت است صفای دل مادر
آن عشق که خالی است زِ  هر روی و ریایی
عشقی است که آمیخته شد با گل مادر
***
تاج از فرق فلک برداشتن
تا ابد آن تاج بر سر داشتن
بر تو ارزانی که ما را خوشتر است
لذّت یک لحظه مادر داشتن
***
من هر چه بکوشمش به احسان
هرگز نتوانش سزا داد
جز فضل خدا که خواهد اورا
با جنت جاودان جزا داد(شهریار)
 

 

  مادر، فرشته ای از آسمان  که خداوند موقتاً جسمی به اوعاریت داده است.
 وجود مادر، سرچشمه ی جوشان و فیّاض عواطف آسمانی و فیضی است که هر چند از دل زمین می جوشد، لیک زلال تر از هر قطره ی ژاله و شبنمی، گرد و غبار از رخساره ی زندگی می شویَد.
 

التماس دعا
دوستدارتون
Amir Reza
مشتاقانه منتظر نظرات دوستان هستم

+ نوشته شده توسط یه دل پر در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 و ساعت 19:32 |

رمز موفقیت در چیست ؟ اگر می خواهید به جواب این سؤال برسید موارد زیر را بخوانید.

*

دقیقاً تصمیم بگیرید که چه می خواهید. روشن بودن در این مورد یک شرط اساسی است.پیش از شروع کار ، اهداف و تصمیم هایتان را لیست کنید.

*

برنامه هایتان را روی کاغذ بیاورید. به ازای هر دقیقه ای که صرف برنامه ریزی می کنید ، به هنگام اجرای آن 5 یا 6 دقیقه در وقت خود صرفه جویی خواهید کرد.

*

مهم ترین و ضروری ترین کارهای شما آنهایی هستند که می توانند بیشترین تأثیر را چه مثبت و چه منفی روی کار و زندگی شما بگذارند. به جای تمرکز روی سایر کارها ، تمام توجهتان را معطوف این نوع کارها بکنید.

*

قبل از شروع لیستی از کارهایتان تهیه کنید و سپس آنها را از نظر ارزش و ضرورت اولویت بندی کنید تا مطمئن شوید که همیشه در حال انجام مهم ترین کارهایتان هستید.

*

نتایجی را که باید قطعاً از کارتان به دست آورید تا بتوانید بگویید که به خوبی از عهده کار بر آمده اید مشخص کنید و در تمام مدت قاطعانه به دنبال به دست آوردن آنها باشید.

*

هرگز برای انجام همه کارها وقت کافی وجود ندارد ولی همیشه برای انجام مهم ترین کارها وقت کافی وجود دارد.

*

پیش از شروع کار ، مقدمات کار را کاملاً فراهم کنید. آمادگی تمام و کمال قبل از شروع کار مانع عملکرد ضعیف می شود.

*

هرچه در ارتباط با کارهای ضروری و مهم تان دانش و مهارت بیشتری به دست آورید ، می توانید سریع تر آنها را شروع کنید و زودتر به اتمام برسانید.

*

دقیقاً مشخص کنید چه کاری است که در حال حاضر خیلی خوب انجام می دهید یا در آینده می توانید خیلی خوب انجام دهید.سپس تمام توان خود را در انجام آن به کار گیرید.

*

محدودیت ها و یا عوامل بازدارنده درونی و بیرونی خود را مشخص کنید ، عواملی که سرعت شما را در دستیابی به مهمترین اهدافتان تعیین می کنند. سپس تمرکزتان را برای از بین بردن این محدودیت ها معطوف کنید.

*

اگر کارها را مرحله به مرحله انجام دهید ، می توانید بزرگترین و پیچیده ترین کارها را به انجام برسانید.

*

برای انجام کارها خودتان را تحت فشار بگذارید. تصور کنید که دیگر از عمرتان زیاد باقی نمانده است و باید هر چه سریعتر کارهایتان را تمام کنید.

*

اوقاتی از روز را که از نظر ذهنی و جسمی کارایی بیشتری دارید مشخص کنید و مهم ترین و ضروری ترین کارهایتان را در این اوقات انجام دهید. به اندازه کافی استراحت کنید تا بتوانید بیشترین بازدهی را داشته باشید.

*

خودتان مشوق خودتان باشید. در هر شرایط و موقعیتی به دنبال کسب نتایج خوب باشید. به جای تمرکز بر مشکلات به دنبال راه حل بگردید. همواره فردی خوش بین و سازنده باشید.

*

روزتان را با سخت ترین کار آغاز کنید ، کاری که می تواند بزرگترین تأثیر را بر خودتان و حرفه تان بگذارد ، و تا وقتی که آن را تمام نکرده اید دست از کار نکشید.

*

کارهای بزرگ و پیچیده را به قطعات کوچکتر تقسیم کنید و سپس هر بار یک قسمت از کار را شروع کنید و به اتمام برسانید.

*

برنامه روزانه خود را طوری تنظیم کنید که به صورت طولانی مدت هر روز وقت کافی برای تمرکز کامل روی کارهای مهم و اصلی داشته باشید.

*

عادت کنید که کارهای اصلی خودتان را سریع تر انجام دهید. به عنوان فردی که کارها را درست و سریع انجام می دهد مشهور شوید.

*

کارهای ضروریتان را دقیقاً مشخص کنید. سریعاً کار را شروع کنید و سپس بدون توقف تا اتمام 100 درصد کار پیش بروید. این رمز واقعی افزایش کارایی و بهره وری فردی است.

امیدوارم که بتوانید این نکات را در زندگیتون به کار بگیرید و از برکات آن بهره مند شوید. ایرانی لایق آن است که بهترین باشد پس به سوی بهترین شدن گام برداریم.

 

برگرفته از کتاب قورباغه را قورت بده

 -------------------------------------------------------------------------------------------------

منتظر نظرهای شما هستم                                       امیررضا

+ نوشته شده توسط یه دل پر در شنبه بیست و چهارم تیر 1385 و ساعت 14:3 |

 سخنان متفكرين
 در مورد سعي و خطا


خطا پايه موفقيت است و وسيله اي است كه با آن مي توان به موفقيت رسيد. ( Loa Tzu )
 
از اشتباهات خود شرمنده نشويد و آن را جرم ندانيد. (
كنفسيوس
)
 
بسياري از افراد خوب موفقيت را مي بينند. براي من موفقيت با تكرار خطا و درون بيني آن بدست مي آيد. در حقيقت موفقيت حاصل يك درصد كار است  كه خود از 99 در صد خطا حاصل شده است. (
سوشيرو هوند
ا )
 
در غرب دلبستگي ما به موفقيت باعث سست شدن ما در خطر كردن مي شود. آنجه از اين خطر كردن مي آموزيم به آن موفقيت مي ارزد. و اين ترس از شكست است كه تعيين مي كند كه بياموزيم يا نه؟ (
پاركر پالمر
)
 
خطا فرصتي است كه هوشمندانه تر باشيم. (
هنري فورد
)
 
هر چه شما را نمي كشد شما را قوي تر مي كند. (
مارلون براندو
)
 
من هفتصد بار اشتباه نكردم. من يك بار اشتباه نكردم من زماني موفق شدم كه هفتصد راهي را كه موفقيت آميز نبود اصلاح كردم. هر گاه راهي را كه عمل نمي كرد حذف كردم راهي را پيدا كردم كه كار مي كرد. (
توماس اديسون
)
 
هر گاه خبر هاي بد را به عنوان يك نياز به تغيير و نه يك خبر منفي پذيرفتيد شما از آن شكست نخورده ايد بلكه از آن چيزهاي تازه آموخته ايد (
بيل گيتس
)
 


در مورد موفقيت

زمانيكه دانش يك مرد براي موفقيت كافي است. ولي تقواي او كافي نيست. هر چه را كه او ممكن است بدست آورد دوباره از دست خواهد داد.  (كنفسيوس)
 
موفقيت به همان اندازه شكست خطرناك است. (
لائو تزو
)
 
براي قضاوت در مورد موفقيت خودت ببين چه بدست آورده اي و در قبال آن چه از دست داده اي. (
دالاي لاما
)
 
همة چيزي كه در اين زندگي لازم داريد بي خبري و اعتماد به نفس است و موفقيت حتمي است. (
مارك تواين
)
 
موفقيت توانايي رفتن از شكستي به شكست ديگر بدون از دست دادن شور و حرارت است. (
وينستون چرچيل
)
 
 
تقدیم به خودم..!؟
 
عاقل آنست كه هرگز نكند ميل سه كار
تا همه وقت وجودش به سلامت باشد
زن نگيرد اگرش دختر قيصر باشد
قرض نستاند اگر وعده قيامت باشد
نرود بر در ارباب كرم بهر طمع
اگرچه مشهور چو حاتم به سخاوت باشد

----------------------------------------------------------------

منتظر نظرهای شما هستم                           امیررضا

+ نوشته شده توسط یه دل پر در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385 و ساعت 18:48 |

داستان بسیار غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند ، بلکه این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.

ô
شکست چیزی نیست جز دست کشیدن از تلاش.

ô
ما بدون آگاهی از عشق قدم به این جهان می گذاریم و بعضی از ما با همان حال جهان را ترک می کنند.

ô
اگر مایلیم پیام عشق را بشنویم ، بایستی خود نیز این پیام را ارسال کنیم. برای روشن نگاه داشتن چراغ ناچاریم در آن نفت بریزیم.

ô
تنها خوشبختی واقعی هنگامی حاصل می شود که خود را وقف رسیدن به هدفی کنیم.

ô
آن که اجازه می دهد فرصت خدمت به دیگران از دست برود ، یکی از با ارزشترین تجاربی را که زندگی به او اهدا کرده از دست می دهد.

ô
اگر می خواهید دوستتان داشته باشند ، دوست بدارید و دوست داشتنی هم باشید.

ô
هرگز از گفتن دوستت دارم خسته نشوید.

ô
اذهان مانند چترهای نجات هستند فقط وقتی که باز شوند عمل می کنند.

ô

بر گرفته از کتاب بیا دریا شویم
اميرحسين عرفاني

 -------------------------------------------------------------------------------------------------

منتظر نظرهای شما هستم                                             امیررضا

+ نوشته شده توسط یه دل پر در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385 و ساعت 18:43 |

انگيزه غلط براي ازدواج




9 انگيزه غلط براي ازدواج




بـرخي اوقات افراد گوناگون به دلايل عجيب و غريبي ازدواج ميكنند. گاهي نـيز دلايل خوب و موجهي براي انتخاب فرد بخصوصي در سر دارند. آيا شما تحت فشار هسـتـيـد كـه هرچه زودتر ازدواج كنيد؟ آيا در اين مرحله از رابطه تان بايد ازدواج كنيد؟ بهتر است كه خوتان را ارزان نفروشيد. به اين دلايل بد براي ازدواج نگاهي بياندازيد:


1- ازدواج كردن فقط براي پول
فــرض ميكنيم فردي كه شما شيفته و عاشقش شده ايد
شـخـص ثـروتـمـندي بـاشـد كـه خـوش بـه سعادتان. البته
عـاقـلانـه هم نيست كه با فردي كه كاملا بي پول اسـت و
هـيچ قــصدي هم ندارد كه در آيـنـده در تامين هزينه هاي زندگي سهمي داشته باشد، ازدواج كرد. مـگر آن كـه حـاضـر باشيد 18 ساعت از روز را با كمال رضايت كار كنيد تا قادر باشـيد مخارج سنگين زندگي را تـامين كنيد. اما ازدواج كردن با فردي تنها به خاطر پول، صـرفـنـظـر از احـسـاس شـمـا نسبت به آن فرد، تقريبا همواره اشتباه ميباشد.

2- ازدواج اجباري
50 سـال پـيـش شـمـا چـاره اي جـز ازدواج در ايـن شـرايط نـداشـتـيد ( با فردي كه رابطه جنسي داشته ايد و منجر به بارداري شما گرديده) اما امروزه خير. مگر آنكه حـقــيقتا به فرد مورد نظر علاقمند باشيد و حاظر باشيد تا 40 سال با وي زير يك سقف زندگي كنيد. تحت فشار تصميمي نگيريد كه يك عمر پشيماني و اندوه برايتان به بار بياورد. اگــر مردد و دو دل مي بـاشيد صبر كنيد تا كودك بدنيا بيايد سپس يك تصميم عاقلانه و هوشيارانه اتخاذ كنيد.

3- ازدواچ به خاطر ترك و فرار از خانه والدين
وقـتـي وضـعيت در خانه شوم و اندوه بار باشد، ازدواج يك راه گريز محسوب مي شـود. و تعجبي ندارد كه بسياري از افراد اين راه گريز را انتخاب ميكـنـند. اما معمولا اين مسيري است كه شما را از چاله در آورده و درون چاه مـي انـدازد. دوام آوردن در خـانه پـدر و مادر يكي دو سال طولانيتر، كمتر رنج آورتر ميباشد تا آنكه با نخستين پيشنـهاد ازدواجي كه از سوي فردي به شما داده شد ،آن را پذيرفته و تن به ازدواج دهيد زيرا آن وقـت مـمـكـن است آن فرد تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد.

4- والدين شما به آن فرد علاقه دارند
البـتـه جـاي تـعــجب دارد كه والـدين شـمــا واقعا همسر آينده شما را دوست بدارند! اما دوست داشتن ايـن فـرد از سـوي آنها دلـيل كافي براي مد نظر قرار دادن ازدواج با آن فرد نمي بـاشد. سالهاي آينده زماني كه آنها درگذشتـند و از ميان شما رفتند شما كماكان بايد اسير فرد روياهاي آنان باشيد. فردي كه شايد مرد و يا زن روياهاي شما نباشد.

5- عادت به رابطه دراز مدت
هنگامي كـه دو فرد بـراي مـدتـي بــا يـكـديگر ارتباط داشته و سـپـس تـصـمـيـم ازدواج با يكديگر را مي گيرند، اشكالي نـدارد. امـا چـه وقـت اجـبـار بـدليل عـادت مـحـض خـطرناك ميشـود؟ زمــانيكه دو فرد با يكديگر ازدواج كرده اند و يـا از يكديگر طلاق گرفته اند تصميم بگيرند كه شانس خودشان را مجددا امتحان كنند. مـطمـئـن بـاشـيـد هـرگاه بار نخست كارساز نبوده باشد بار دوم نيز كارساز نخواهد بود.



چهار انگيزه نادرست ديگر براي ازدواج...

6- خواهان فرزند بودن
بله. صاحب فرزند شدن قويترين نيروي محرك براي بسياري از افراد براي ازدواج ميباشد-اما آيا شما حاضريد كه فرزندان خود را در شرايط نه چندان ايده آل پرورش دهيد؟ موضوع اينجاست كه زماني كه فرزندان بزرگ ميشوند و از كنار شما مي روند شـما مجددا با آن فرد خواهيد بود. هيچ فردي كامل نيست. امـا حـداقل پـدر و يـا مـادري بـراي فرزندان خود برگزينيد كه بتواند براي آنان يك پدر و يا مادر خوبي بوده و همـچـنـين شـما به وي علاقه داشته و برايش احترام قائل باشيد. درغـير اين صـورت گـزيـنه ديـگري را مدنظر قرار دهيد مانند تك سرپرستي و يا كودكي را به فرزند خواندگي بپذيريد.

7- با فردي كه رابطه جنسي داشته ايد ازدواج كنيد
مواردي وجود دارد كه اينگونه ازدواجها ثمر بخش بوده اند. امـا معمولا اين گـونـه ازدواجها زيـاد دوام نخـواهـد آورد و پـــايه اي براي يك رابطه دراز مدت نخواهد بود. مـوضـوع رابـطـه جنسي با ازدواج متفاوت مي بـاشد. ايـن سناريو را در نظر بگيريد: فردي كه شخصي را مي يابد كه حاظر است به همسر و يا نامزد خـود خيانت كند و خـود آن شخص نيز ترديد نميكند كه با فرد ديگري رابطه جنسي برقرار كند، مسـلـما رابطه آنها رابطه مستحكمي نـخـواهد داشت. زيـرا فـردي كـه تـوسـط شـما بـه فـرد ديگري خيانت كرده، روزي نـيـز به خود شما خيانت خواهد كرد.

8- براي فرزند خود پدر و يا مادر ميخواهيد
اگر توانستيد فرد مناسبي را بيابيد كه به شما تبريك ميـگوييم. اما اگر ترديد داريد دست نـگـاه داريـد. اين براي فرزند شما به مراتب سختتر و ناگوارتر است كـه يـك نـامـادري و يـا ناپدري بي رحم داشته باشد تا آنكه يك پدر و يا مادر تك اما دلسوز و مهربان.

9- فشار اجتماعي
تمام دوستان شما ازدواج كرده اند. اما شما هنوز مجرد هستيد...امـا مطمئن باشيد كه يكي دوتاي آنها هم اكنون طلاق گرفته اند. پس خودتان باشيد. هنگــامي كه خاله شما در مورد آنكه آيا تصميم به ازدواج داري يا خير از شما سوال مي كند به وي اعتنا نكنيــد. بهتر است تنها باشيد تا آنكه با شخصي ازدواج كنيد كه سبب بـد بـخـتـي شـمـا گــردد. هيچگاه تنها بخاطر آنكه متاهل هستيد معيارهاي خود را پايين نياوريد.

---------------------------------------------------------------------------------

منتظر نظرهای شما هستم                                     امیررضا
 

+ نوشته شده توسط یه دل پر در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385 و ساعت 18:40 |
سلام به دوستای گلم.....

این وب منه ....امکان داره ماهی یه بار آپ شه...منتظر حضورتون هستم....

وب مرتضی

مرتضی احمدی..............................منتظر نظراتون هستم

+ نوشته شده توسط یه دل پر در سه شنبه بیستم تیر 1385 و ساعت 17:22 |

Italy is the king of world football

....................................

ایتالیا سلطان فوتبال جهان...

مرتضی

+ نوشته شده توسط یه دل پر در دوشنبه نوزدهم تیر 1385 و ساعت 1:21 |
قهرمان می شه ایتالیا              ک... لق آبییییییییییییییا

تقدیم به تمام طرفداران ایتالیا

نیمه اول وقت اضافه داره تموم می شه

و هنوزم فریاد می زنم

قهرمان می شه ایتالیا              ک... لق فرانسویییییییییییییییییییا

آنلی الساندرو

حمیدرضا

+ نوشته شده توسط یه دل پر در شنبه هفدهم تیر 1385 و ساعت 15:23 |
راستش نمی خواستم اینو بگم ولی با این مطالبتون مجبورم کردین... بابا حالم به هم خورد این چیز و شرا چیه می نویسید . وا... لیلی و مجنونم از این چیزا بار هم نمی کردن.... بابا بچسبید به زندگی . چشماتونو باز کنید ببینید دورو ورتون چه خبره.. ببینید تو چه لجن زاری دارید زندگی می کنید(منظورم ایران نیست-دنیا رو می گم) به خدا اگه چشماتونو وا کنید عشق و عاشقی از سرتون می ره. البته خودموونیما هرکی ندونه و اولین بارش باشه که میاد تو وبمون تفکر می زنه ما هممون روزی سه وعده شکست عشقی می خوریم... حالا خود دانید... دست علی یارتوون محمد
+ نوشته شده توسط یه دل پر در شنبه هفدهم تیر 1385 و ساعت 1:20 |
برای زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد.قلبی که دوستش بدارند
فلبی که هدیه کند.قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید.قلبی که جواب دهد
با یک قلب عشقی متولد نمی شود
با یک قلب دوست داشتن معنا ندارد...
.............................................................................................................مرتضی
+ نوشته شده توسط یه دل پر در جمعه شانزدهم تیر 1385 و ساعت 14:0 |
براي اينكه بتوانيم خود را از زير بار يك رابطه ناسالم بيرون بكشيم بايد اين نكات را مرتب به خود گوشزد بكنيم :


(1)   من می توانم بدون او زندگی کنم، و چه بسا زندگی من بدون او بهتر باشد.
(2)   عشق و محبت به تنهایی برای داشتن یک رابطه ی انسانی سالم و شکوفاننده کافی نیست.
(3)   روابط انسانی باید متقابل و متقارن باشد، افراد باید در آغوش این رابطه احساس آرامش و امنیت کنند، و نسبت به خود اعتماد به نفس بیشتری بیابند.  رابطه ی سالم، رابطه ای است که موجب می شود ما نسبت به خود احساس بهتری بیابیم.  اگر رابطه ای نمی تواند چنان نقشی را برای ما ایفا کند، نبودنش بسی بهتر از بودنش است.
(4) 
  ترس از تنهایی مطلقاً دلیل خوبی برای ماندن در یک رابطه ی ناسالم نیست.  رابطه ی ناسالم، علاوه بر تمام آسیبهای جبران ناپذیری که به روح ما می زند، تنهایی ما را هم رفع نمی کند، بلکه آن را تشدید می کند.  فردی که روحاً در رابطه حاضر نیست، یا از برقراری یک رابطه ی عاطفی و انسانی شریف ناتوان است، بیش از آنکه تنهایی مرا رفع کند، تنهایی مرا دامن می زند.
(5) 
  وحشت از سخن چینی دیگران هم مطلقاً دلیل خوبی برای ماندن در یک رابطه ی ناسالم نیست.  وقتی که تو درهم شکسته و فرسوده و پژمرده می شوی، هیچ یک از آن سخن چینان به داد تو نخواهند رسید.  مسؤولیت اصلی حفظ و شادابی روح من با من است نه با دیگران.  حفظ سلامت و طراوت روح و روان من بسیار مهمتر از حرف و سخن دیگران است.   
(6)  
ما نمی توانیم یکدیگر را عوض کنیم.  این حقیقت ساده ای است که غالباً از یاد می بریم.  طرف من همان است که تاکنون خود را نشان داده است.  باید این فکر باطل را از سر بیرون کرد که من می توانم او را عوض کنم.
(7) 
  هیچ دلیلی ندارد که فکر کنیم عشق تا ابد ادامه می یابد.  عشق هم مثل بسیاری چیزها می تواند زوال بپذیرد.  وقتی که عشق در میانه نیست، نباید خود را به توهم آن فریفت.
(8) 
  فراموش نکنید که روابط انسانی ناسالم از جمله وحشتناکترین شرور این عالم است، و گاه می تواند چندان فرساینده باشد که فرد را برای همیشه روحاً معلول و فلج کند، یا حتی به مرگ فرد بینجامد.
(9)
   البته ممکن است معجزه ای شود و اوضاع یکسره دگرگون گردد.  اما ما هرگز نباید زندگی خود را به امید معجزه پیش ببریم.  معنای توکل این است که ما تمام کارهای خردپسندی را که برای مدیریت و رفع بحران لازم است، انجام دهیم، سپس از خداوند بخواهیم که جهد ما را به نتیجه ی مطلوب برساند.  از خودتان بپرسید آیا اگر معجزه ای رخ نداد و این وضعیت چند سال دیگر نیز ادامه پیدا کرد، چه خواهم کرد؟  آیا آماده ام این رنج جانکاه را باز هم تاب بیاورم؟
(10)
درد و رنج قطع رابطه همیشگی نیست، و به مراتب کمتر از درد و رنج ناشی از ادامه ی یک رابطه ی ناسالم است.  البته وقتی که رابطه را قطع می کنیم احساس اضطراب، تنهایی، و افسردگی می کنیم، اما این احساسات مدّت محدودی دوام می آورد، و پس از مدّتی یکباره از میان می رود.  در این شرایط  فرد می تواند از دوستان و خویشاوندانش کمک و حمایت عاطفی بگیرد تا بتواند دوباره روی پای خود بایستد.
(11) هیچ دلیلی ندارد که فکر کنیم پس از قطع آن رابطه تنها خواهیم ماند.  زندگی آبستن بسی حوادث پیش بینی ناپذیر است. 
(12)
شاید از یک منظر پایان دادن به رابطه ای که ما بخشی از عمر خود را بر آن سرمایه گذاری کرده ایم، شکست تلقی شود.  این درست است.  اما نباید فراموش کنیم که با پذیرش به موقع شکست می توانیم از گسترش آثار زیانبار آن پیشگیری کنیم، و چه بسا از آن چندان درس بیاموزیم که بتوانیم همین شکست را به گامی بلند برای پیروزیهای آینده بدل کنیم.  هیچ وقت برای تغییر دیر نیست.  هرچه بیشتر در این زمینه تعلل کنیم، فرصت بیشتری را از کف داده ایم.
(13) همیشه باید به خودمان گوشزد کنیم که هویت و  ارزش ما مستقل از آن رابطه ناسالم و ناکام است.  آن رابطه بخشی از من و تجربه ی من در زندگی بوده است، نه همه ی آن.  زندگی من جنبه ها و جلوه های ارزشمند دیگری هم دارد، و تازه وقتی که از زیر بار گران و فرساینده ی آن رابطه ی ناسالم بیرون آیم، چه بسا بتوانم پاره ای از جنبه های دیگر شخصیت و زندگی خود را بهتر و کامیابانه تر بپرورانم .

.....................................................................................
عشق كلامي از نور است ، كه دستي نوراني آن را بر برگي از نور نگاشته است
     مفهوم عشق نيز در سرنوشت من
                                                      با تو 
                                                            هميشه با تو
                                                                              براي تو
.......................................................................................

در انتظار نظرهای شما هستم                      امیررضا

+ نوشته شده توسط یه دل پر در پنجشنبه پانزدهم تیر 1385 و ساعت 11:25 |
                                                             اعوذ بالله من نفسی  

                                    هر دم ازعمر می رود نفسی             چون نگه می کنم نماند بسی              

                              ای که هجده رفت و در خوابی           مگر این یکسال را دریابی                          

                              عمر برف است و آفتاب تموز           اندکی ماند و خواجه غرّه هنوز   

                              هرکه مزروع خود خورد به خوید       وقت خرمنش خوشه باید چید 

دو شاخه گل زیبا در گلدان ميگذاريم، به خانه رنگ و بويي ديگر مي بخشيم و چراغها را روشن ميکنيم. اما نابينا هميشه در تاريکي خواهد بود. آنچه که بايسته است و بايد دانست در اختيار است. اما براي آن کس که حقيقت را نمي بيند ، هميشه دور از دسترس مي نمايد. اما بخاطر داشته باشيم که هر چند رودخانه ها بسيار باشند، زمان پيوستن به دريا يکي ميشوند و آنگاه که خورشيد ميدمد، تاريکي با تمام عظمتش ناپديد خواهد شد..................                                                                                                                    

بعد از تقریباًیک ماه و نیم نوشتن مطلب در وبلاگی که دوستان فراهم کرده بودند ، حالا وقت خداحافظی است . البته خداحافظی نه ، بلکه وقفه در نوشتن مطلب به مدت یکسال . بعد از کنکور بازهم دور هم خواهیم بود . آن قدر ما دوستان به هم نزدیک شده ایم که فکر نمی کنم گسستن کار آسانی باشد ، البته سرانجام یک روز پیوندها گسسته خواهد شد و ما باید سعی کنیم که تا آن زمان با هم باشیم ................

خسته ام از لبخند اجباري، خسته ام از حرفاي تکراري، خسته از خواب فراموشي زندگي با وهم بيداري، اين همه عشقاي کوتاه و اين تحمل هاي طولاني، سرگذشت بي سرانجام گمشدن تو فصل طوفاني حقيقت پيش رومون بود، ولي باور نميکرديم همينه، روز روشن هم پي خورشيد مي گرديم، نشستيم روبروي هم تو چشمامون نگاهي نيست نه با ديدن نه با گفتن به قدر لحظه راهي نيست من و تو گم شديم انگار.......          

بله همه گم شده ایم ، در دنیای خودمان گم شده ایم و کمتر به دیگران توجه داریم ولی :

يادم باشد حرفي نزنم که به کسي بر بخورد، نگاهي نکنم که دل کسي بلرزد، خطي ننويسم که آزار دهد کسي را، که تنها دل من ؛ دل نيست .......                                                                                             

یادمون باشه بی وفایی نکنیم ، همدیگرو نفروشیم ............... 

غروب شد خورشيد رفت. آفتابگردان دنبال خورشيد ميگشت ناگهان ستاره اي چشمک زد آفتابگردان سرش را پايين انداخت. آري.... گلها هيچوقت خيانت نميکنند......                                                                

این سخنم با هم مدرسه ای هامه ، که من ، در این که اگر شما تلاش کنید ، قطعاً ۱۰۰ اول کنکور خواهید بود ، به مرتبه ی حق الیقین رسیده ام ، شک نکنید ..............

 گر بدين سان زيست بايد پست
من چه بي شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوائي نياويزم
بر بلند كاج خشك كوچه بن بست
 
گر بدين سان زيست بايد پاك
من چه ناپاكم اگر ننشانم از ايمان خود، چون كوه
يادگاري جاودانه بر تراز بي بقاي خاك!

در آخر هم از همه ی کسانی که دیدند ، مارا تشکر می کنم ............ فعلاً خداحافظ

دهـان ات  را مـی بـویـنـد

مـبـادا که گـفـتـه بـاشـی  دوسـت ات  مـی دارم .

دل ات  را مـی بـویـنـد

                          روزگار ِ غـریـبـی سـت ، نـازنـیـن

و عـشـق را

کـنـار ِ تـیـرکِ  راه بـنـد

تـازیـانـه مـی زنـنـد .

                            عـشـق را در پَـسـتـوی ِ خـانـه نهـان بـایـد کـرد

 

در ایـن بـُن بَـسـتِ  کـج و پـیـچ ِ  سـرمـا

آ تـش  را

           بـه سـوخـت بـار ِ  سـرود و شـعـر

                                                  فـروزان مـی دارنـد .

بـه انـدیـشـیـدن خـطـر مکـن .

                                 روزگار ِ غـریـبـی سـت ، نـازنـیـن

آن که بـر در مـی کـوبتد شـبـاهـنـگام

بـه کُـشـتـن چـراغ آمـده اسـت .

                               نـور را در پَـسـتـوی ِ خـانـه نهـان بـایـد کـرد

 

آنـک قـصـابـان انـد

بـر گـذرگـاه هـا  مـُسـتـقـر

بـا کُـنـده و سـاتـوری خـون  آ لـود

                                      روزگار ِ غـریـبـی سـت ، نـازنـیـن

و تـبـسـم را بـر لـب هـا  جـراحـی مـی کـنـنـد

و تـرانـه را بـر دهـان .

                             شـوق را در پَـسـتـوی ِ خـانـه نهـان بـایـد کـرد

 

کـبـابِ قـنـاری

بـر آ تـش  ِ سـوسـن و یـاس

                                روزگار ِ غـریـبـی سـت ، نـازنـیـن

ابـلـیـس ِ  پـیـروز  مَـسـت

سـور ِ عـزای ِ  مـا را بـر سـفـره نـشـسـتـه اسـت .

                               خـدا را در پَـسـتـوی ِ خـانـه نهـان بـایـد کـرد

 

AhmadR ( احمد . ر )

+ نوشته شده توسط یه دل پر در پنجشنبه پانزدهم تیر 1385 و ساعت 6:19 |

ضرب المثلهایی ازتمام دنیا
 
بهترين توبه ، خود داري از ارتکاب گناه است
آلماني

***************************

با ديگران کم حرف بزن و با خودت بسيار
آلماني

***************************

به من امروز را بده و فردا بگير
يوناني

***************************

بدون رفيق حتي بهشت نيز جهنم است
مصري

***************************

بزرگترين گناه اين است که گناه را نشناسيم
طبرستاني

***************************

بگذار دندانهايت به زبانت افسار زنند
اسلواکي

***************************

اين بيماري است که مزه تندرستي را مي چشاند
مجارستاني

***************************